کدخدایی، سخن گوی شورای نگهبان گفت: زنان می توانند در انتخابات ریاست جمهوری کاندید شوند و هیچ منعی برای این کار وجود ندارد! گرچه در ابتدا به نظر میرسد این سخن کدخدایی در زمینه حقوق زنان یک پیشرفت محسوب می شود اما با اندکی تامل، ذهن بیشتر متوجه این قضیه می شود که این خبر، جز یک تبلیغ انتخاباتی و یک فریب و حرکت ظاهری برای نشان دادن اینکه در این مملکت دموکراسی پیاده می شود چیز دیگری نیست! این سخن کدخدایی صرفا در حد یک اظهار نظر باقی ماند( گرچه تعدادی از زنان در انتخابات شرکت کردند) و هیچ گاه به طور جدی و رسمی اعلام نشد! و از این گذشته، گمان نمی رود هیچ کدام از زنانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده اند بتوانند از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند، در واقع به نظر میرسد از آنجا که خود شورای نگهبان تایید صلاحیت کاندیداها را به عهده دارد، از همین رو، آزادی شرکت زنان در انتخابات را هم پذیرفته است! آزادی شرکت زنان در انتخابات ریاست جمهوری هیچ دردی از دردهای بیشمار و طاقت فرسای زنان جامعه ما را درمان نمی کند! بگذارید داستان را از جای دیگری دنبال کنیم! تصور کنید یکی از زنانی که در انتخابات ثبت نام کرده، تایید صلاحیت شورای نگهبان را بدست بیاورد و پس آنهم بتواند رای مردم را جذب کند و به مقام ریاست جمهوری نائل شود، حال در یکی از روزهای ریاستش قرار است که در کنفرانس سازمان ملل شرکت کند، همین جای داستان باید ترمز کنیم و به این نکته کمی دقت کنیم که خانم رئیس جمهور برای خروج از کشور و شرکت در کنفرانس مزبور باید اجازه و امضاء رسمی شوهرش را داشته باشد تا بتواند از مرز عبور کند!!! یا اینکه روزی از روزها، شوهر، خانم رئیس جمهور با داد و قال وارد دفتر ایشان می شود و به هر دلیلی می گوید که دیگر دوست ندارد همسرش بیرون از خانه کار کند، لاجرم ایشان باید مملکت داری را رها کند و برود زیرا قانون در این زمینه پشت شانه های شوهر ایستاده است!!! اگر چه شاید ماجراهای عنوان شده حالت طنز امیز داشته باشد اما در دل آنها واقعیتی انکار ناپذیر نهفته است. در کشوری که شهادت هر مرد برابر شهادت دو زن است و گاهی اصلا شهادت زنان پذیرفته نیست! در کشوری که دیه زن نصف دیه مرد است( البته تقریبا!) در کشوری که قانونش در مبحث حقوقی عاقله، زن را در کنار دیوانه، مجنون و کودک صغیر قرار داده و عاقله محسوب نمی کند! و یا آنکه پدری اگر اقدام به فرزند کشی کند( به هر دلیلی!) قصاص نمی شود اما در صورت ارتکاب مادر به چنین عملی قصاص می شود! وخلاصه در کشوری که در قوانینش، دهها و دهها قانون تبعیض آمیز علیه حقوق زنان وجود دارد و سیستم قضایی، شورای نگهبان و کلا سیستم سیاسی اش، نه تنها به آنها بی اعتنا هستند بلکه بر درستی آنها نیز پافشاری می کنند، آیا این سخن کدخدایی، فریب و بازی دیگری برای انکه نشان داده شود حقوق زنان رعایت می شود و... دموکراسی اینجا هم جایگاهی دارد نیست؟! در کجای دنیا، دیده می شود که انسانی را مورد تبعیض و ظلم قرار دهند و حقوق اولیه اش را نادیده بگیرند، تمام زندگی اش را در اجبار و زور کادو پیچ کنند! و بعد هم بگویند که او می تواند بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند و راه برای او هموار است؟؟؟
نوشته شده توسط پدرام (فردا) | لينک ثابت
|جمعه 1388/02/25|
|