عشق آزاد هرگز، تعهد و ازدواج بلی! تعهد و ازدواج هرگز، عشق آزاد بلی! اینها دو نظر متفاوت و دو دیدگاه مجزاست درباره یک رابطه اجتماعی به نام ازدواج و یا یک پدیده روانی و عاطفی به نام عشق! طرفداران و پیروان هر دو نظریه برای خود استدلال های متفاوت و بسیاری دارند و بحث پیرامون اینکه باید عشق آزاد وجود داشته باشد یا خیر؟ در بسیاری از جوامع یکی از بحث های اجتماعی، فرهنگی روز است، در واقع پدیده و یا تئوری عشق آزاد که دستاورد اندیشه های روشنفکریست در مقابل امر سنتی ازدواج قرار می گیرد. به همین دلیل هم در بسیاری از جوامع که بافت سنتی و مذهبی دارند، همواره از وارد شدن به این بحث خودداری می شود و سعی می شود تا آنجا که ممکن است از پرداختن به مقوله عشق آزاد جلوگیری شود! اما به هر حال هر روز، ذهن ها و اندیشه های بسیاری با این امر درگیر می شوند و به کنکاش و جستجو پیرامون این مسائل می پردازند. البته آنچه به عنوان عشق آزاد مطرح می شود به طور کل با آنچه بی بند و باری و فساد اخلاقی نامیده می شود متفاوت است. در بسیاری جوامع سنتی که به طور کامل مخالف عشق آزاد هستند این امر را به عنوان بی بندی باری و فساد اخلاقی معرفی می کنند تا از این طریق در مقابل آن موضع بگیرند. در واقع طرفداران عشق آزاد بر این باورند که وابستگی با آزادی در تضاد است. پدر، مادر، همسر،...موقعیت،شغل و... فرقی نمی کند هر فرد یا شخص و یا شئی به غیر از اصل وجودی خود انسان، اگر به آن وابستگی پیدا شود در واقع آزادی را محصور و محدود می کند. انسان نامحدود و البته آزاد است و همه هستی مسخر و در اختیار اوست و رشد و ارتقاء هستی در این است که در اختیار انسان باشد و نه بر عکس. پس هنگامی که خودت را وابسته به موقعیت یا فردی می کنی از موقعیت برتر و ازادی که داری به جایگاه محدودی تنزل میکنی.بنابراین عشق هم فراتر از هرگونه وابستگی است. اگر انسان به یک نفر وابسته شده و احساس می کند آنچنان و ابستگی و تعهدی به او دارد که بدون او می میرد، باید در این رابطه شک کرد! عشق رو به تزاید است، عشق آزاد است و پیرو آن عاشق و معشوق نیز چنین اند. حرکت و روند عشق رو به جلوست و ایستایی و پسروی ندارد! در مقوله عشق آزاد ازدواج و تعهد نسبت به یک فرد خاص و تحت هر شرایطی پایبندی به او، یک نوع وابستگی محسوب می شود و در واقع امریست که موجب سلب آزادی و اختیار انسان می شود و از بی نهایت پتانسیل خود به لحاظ وابستگی اش محروم می ماند.در عشق آزاد به ازدواج و تعهدی که در پی آن می اید به عنوان امری که باعث رشد و ترقی انسان می شود نگاه نمی شود درست برعکس نگاه سنتی و معمولی که درباره ازدواج وجود دارد. عشق آزاد، زندگی مشترکی را که تنها بر اساس تعهدی که زاییده ازدواج است، جلو می رود و عاری از هرگونه علاقه و کشش اختیاری می باشد را بسیار خطرناک می داند و نابود کننده پتانسیل ها و اصل وجودی انسان می شمارد و همخوابگی و روابط و لذت جنسی را که صرفا بر اساس اجبار و تعهد است مردود می داند و آنرا سبب بسیاری از دردها و آلام جوامع انسانی امروز می داند. بدون شک پذیرفتن عشق آزاد و یا مردود دانستن آن مبتنی است بر پیشینه و زمینه های فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی و همچنین روحیات فردی، افراد جامعه، و دست کم تا این زمان نمی توان به روشنی در مورد این مقوله موضع گرفت و پاسخ قطعی به این سوال داد که عشق آزاد، آری یا نه؟! گرچه در حال حاضر هر شخصی شاید بتواند در زندگی شخصی خودش بر اساس مقوله عشق آزاد رفتار کند اما بسط دادن آن به عنوان یک پدیده قابل قبول و پذیرفته شده اجتماعی با پوشش وسیع در یک جامعه، فعلا امکانپذیر نیست. پرداختن به همه ابعاد،عشق آزاد و ازدواج مسلما در همین چند خط امکانپذیر نیست و سعی خواهم کرد در نوشتارهای بعدی باز هم پیرامون این مسائل در حد توان مطالبی بنویسم. و همچنین به بررسی بیشتر دیدگاههای مختلف اندیشمندان و صاحب نظران در این مورد پرداخته شود.
نوشته شده توسط پدرام (فردا) | لينک ثابت
|شنبه 1388/02/26|
|