|
زیر چ... سیاه، زیر ع... ش...در کوچه بن بست قدم میزنم! زیر یک سقف نیمه آوار، زیر یک نام مستعار تا نیمه های شب قلم می زنم! زیر آسمان اجبار، زیر رگبار اصرار،در سوگ اختیار سرنوشت خویش را رقم میزنم! ای هوار ! من انسانم، باور کنید! ای هوار ! من انسانم باور کنید! از نفس، مرا سهم قفس دادند و هر نفس مرا به حجله هوس خویش بردند! ای هوار ! من انسانم باور کنید! از.... از چه بگویم؟! مرده را گوری ساکت و آرام کافیست، دست کم گورم را کسب خویش نکنید،گنبدی نزنید و بگویید شافیست!!!
نوشته شده توسط پدرام (فردا) | لينک ثابت
|یکشنبه 1388/03/10|
|